جلال الدين الرومي
312
فيه ما فيه ( فارسى )
و پرگوى چنانكه در متن حاضر ظاهرا بدين معنى استعمال شده است و اينك شاهد ديگر از مناقب افلاكى : ترا گفتند كه سلطان العلماء مىآيد نگفتند كه فصّالى مىرسد تا جهت ملك فصلى تركيب كند . ( 162 ) ص 83 ، س 14 ، « معنى التحيّات چيست و صلوات و طيّبات » سؤاليست از معنى عبارت واقع در تشهّد كه از حضرت رسول ( ص ) روايت كردهاند بدين ترتيب : التحيّات للّه و الصلوات و الطيّبات السلام عليك ايّها النبىّ و رحمة اللّه و بركاته السّلام علينا و على عباد اللّه الصالحين - صحيح مسلم ج 2 ، ص 13 - 4 - بحارى ج 1 - ص 9 ؛ و مولانا جواب اين سؤال و اسرار تشهّد را قريب به مضامين فيه ما فيه ولى نغزتر و دلاويزتر بيان فرموده است در ضمن ابيات ذيل از مثنوى : در تحيّات و سلام الصالحين * مدح جمله انبيا آمد دفين مدحها شد جملگى آميخته * كوزها در يك لگن در ريخته زانكه خود ممدوح جز يك بيش نيست * كيشها زين روى جز يك كيش نيست زانكه هر مدحى به نور حق رود * بر صور و اشخاص عاريّت بود مدحها جز مستحق را كى كنند * ليك بر پنداشت گمره مىشوند ( ص 248 ، س 19 به بعد ) ( 163 ) ص 85 ، س 15 ، « لا تعطوا الحكمة الخ » منسوبست به عيسى ( ع ) ولى به عبارات مختلف ، رجوع كنيد به : عيون الاخبار ج 2 ، ص 124 و احياء علوم الدين ج 1 ، ص 27 ، و شرح آن ج 1 ، ص 253 كه مآخذ ديگر اين روايت را به دست مىدهد . ( 164 ) ص 86 ، س 1 ، « و للارض من كاس الكرام نصيب » از قطعهيى كه تمام آن مذكور است در احياء علوم الدين ج 4 ، ص 71 بدينطريق : شربنا شرابا طيّبا عند طيّب * كذاك شراب الطيّبين يطيب شربنا و اهرقنا على الارض فضلة * و للارض من كأس الكرام نصيب و گويندهء آن معلوم نگرديده ولى مضمون آن در اشعار منوچهرى نيز ديده مىشود : جرعه بر خاك همىريزيم از جام شراب * جرعه بر خاك همىريزند مردان اديب ناجوانمردى بسيار بود چون نبود * خاك را از قدح مرد جوانمرد نصيب